هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
539
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
حق خود بر شما روا داشت و از نعمتهايش بر شما ارزانى داشت كه نمىتوان برشمرد و شكرش بجاى آورد و هيچ سخن و نسبتى او را نشايد و ما كه به خشم آمدهايم براى خدا و براى شماست . بدانيد كه هيچ گروهى هرگز بر يك امر ، گرد نيايند مگر آنكه سخت با يكديگر باشند و پيمانشان ، مستحكم باشد پس شما در ميدان نبرد با معاويه و سربازانش ، گرد آييد و روى برنتابيد چه روى برتافتن شما پيوند قلبها را مىگسلد و شتاب در اين كار جوانمردى و مردانگى و پاكدامنى است كه تنها گروهى كه خداوند مرض را از ايشان زدوده و از خوارى و زبونى دورشان ساخته و آنان را به روشنيهاى راه رهنمون ساخته ، از آن برخوردارند آنگاه اين بيت را خواند : - از صلح ، آنچه كه بدان خشنود مىگردى ، بهرهمندى و از جنگ تنها جرعههايى از دم آن ترا بسنده است . پس از او امام حسين ( ع ) آغاز سخن كرد و فرمود : اى اهل كوفه ، شما عزيزان بزرگوار و كسانى كه باطنتان بهتر از ظاهرتان است و در فرونشاندن آنچه پيامبرتان را آشفته ساخته و نيز هموار ساختن ناهمواريهاى پيش روى خود ، بشتابيد و بدانيد كه جنگ بسى نكبت بار است و طعم بسيار تلخى دارد و هر كس آماده آن باشد و مقدماتش را براى خود تهيه ديده باشد و پيش از آنكه درگيرش شود از درد و زخمش هراسى به دل راه نداده باشد هم او برنده است و هر كس پيش از هنگام و پيش از تأمل در آن ، بدان بپردازد چنان است كه نمىخواهد به كسى سودى رساند و در پى هلاك خويش بر آمده است از خداوند مىخواهم كه در وقت خود ، شما را به نيروى خويش يارى رساند كه او نزديك و اجابتكننده است . عبيد اللّه بن عمر بن حسن بن على پيغام داد كه كارى ( با تو ) دارم او در كنار معاوية - بن سفيان بود . امام حسن او را به حضور پذيرفت عبيد اللّه به او گفت : پدر تو سراپاى قريش را برآشفته و مردم نسبت به او كينه و نفرت شديدى مىورزند آيا مىتوانى و مىخواهى او را خلع كنى و تو خود بدان بپردازى . امام حسن ( ع ) به او فرمود : نه به خدا كه هرگز چنين مباد و ادامه داد كه : اى فرزند خطاب ، تو را مىبينم كه امروز يا فردا كشته مىشوى . شيطان ترا فريب داد تا تو در حالى كه زنان اهل شام به تو چشم دوختهاند عطر زده بيرون آيى خداوند ترا به زودى هلاك مىگرداند و كشته بر قفاى خود بجاى مىگذارد . آنگاه هر كدام به راه خود رفتند . يكى از راويان مىافزايد : به خدا كه هنوز سپيده